Archive for دسامبر 2012|Monthly archive page

where do we go now?

صب عالی بودم و خوشحال واسه مامان اینا که بعد از دو هفته از سفر اومدن میگو پختم و کباب .حالا داغونم یه چیز عجیبی ناراحتم کرده که نمیدونم چرا اینقد تخیلیه….اینقد سوسولم که نباید اخبارو دنبال کنم وگرنه دق میکنم.امروز همه اخبار باهم هجوم آوردن. واقعا کی میگه ما آدمیم ویا اصلا آدم بودن خوبه.ترجیح میدادم بزغاله بودم والا.خواهرم زنگ زده فیلم بگو ببینیم میگم الان کجا بریم نادین لبکیو ببین میگه اه فیلم عربی؟ میگم لعنتی این یکی از بهترین فیلمایی بود که امسال دیدم کلی ام اشک ریختم باهاش(هرچند واسه کارتون پارانورمنم گریه کردم یه عالمه یعنی این ملاک نیستا اصلا) بی خبری و خوش خبری والسلام.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: